تاخیرای اجباری

حوالی ۱ آذر بود که بعد دو هفته خونه موندن داشتم برمیگشتم بندر ؛ با توجه به این که دو هفته بعدش میخورد به تعطیلات چهل و هشتم و شهادت امام رضا و این قضایا که تقریبا کل هفته ی درسیش واسم تعطیل بود و خونواده اصرار زیاد داشتن که نرو ؛ تو که دو هفته […]