واژگان هفته (۵)

آب زدن : کنایه از فرونشاندن و تسکین دادن باشد . آبزن : کنایه از آرام و تسکین دهنده باشد ، یعنی شخصی که مردم را به زبان خوش تسلی کند – و امر به این معنی نیز آمده است یعنی تسلی کن و تسکین بده . آب زیرکاه : کسی را گویند که خود […]

واژگان هفته (۴)

آب در چیزی کردن : کنایه از دغلی و ناراستی به کار بردن باشد . آب در هاون سودن/کوفتن : کنایه از کار بیهوده کردن و مرتکب امری شدن که نتیجه نداشته باشد . آب رفتن : کنایه از بی عزت و خفیف شدن باشد . منبع : برهان قاطع بازدیدها: ۲

واژگان هفته (۳)

آب در دیده/چشم ندارد : کنایه از آن است که شرم و حیا ندارد . آب در جگر ندارد : یعنی مفلس است و چیزی ندارد . آب در جوی توست : کنایه از آن است که بخت و اقبال و دولت و فرماندهی به دست توست . منبع : برهان قاطع بازدیدها: ۲

واژگان هفته (۱) : آب آتش زده

برهان قاطع : کنایه از اشک چشم است . خاکِ لب تشنه ی خون است و ز سرچشمه ی دل آب آتش زده چون چاه سقر بگشایید خاقانی و زآب آتش زده کز دیده رود سوی دهان تنگنای نفس از موج شرر بربندیم خاقانی من هم تلاش کردم از این اصطلاح استفاده کنم : ز […]