استاندارد دوگانه

ساعت حدود ۱۲ شب هست و من روی تخت بخش تزریقات بیمارستان دراز کشیدم و چشم دوختم به سرمی که هنوز خیلی مونده تا تموم بشه ، خسته ام از حال این چند روزه و امیدوارم که هر چه زودتر حالم بهتر بشه .
یه آقایی از در اتاق تزریقات میاد تو و آمپولشو میزاره روی میز تا ثبت کنن ، مسئول بخش میگه دفترچه تون لطفا و اون آقا میگه که دفترچه یادش رفته ، مسئول بخش میگه متاسفم بدون تجویز پزشک نمیتونیم آمپول تزریق کنیم ، آمپولش هم پنی سیلین هست . آقاهه توضیح میده که دیشب هم همین آمپول رو زده و توی سیستم ثبت هست ولی مسئول واحد زیر بار نمیره ، آقاهه توضیح میده که من خونم دستگرد (روستایی حوالی بیرجند) هست و الان بخوام برم دفترچه رو بیارم تا برگردم یه ساعت طول میکشه ولی آقای مسئول زیر بار نمیره و میگه فرداشب بیا با دفترچه تا بزنم ، آقاهه با ناراحتی آمپول رو برمیداره و میگه اصلا نمیزنم و میره .
کمتر از ۱۰ دقیقه بعد آقای شماره ۲ وارد اتاق میشه ، آمپول پنی سیلین داره و دفترچه هم نداره ، مسئول واحد مجدد توضیح میده که بدون نسخه پزشک تزریق نمی کنیم و آقاهه توضیح میده که یه برگ رو پزشک جدا کرده ، یکیش رو داروخونه و یکیش رو هم جدا کرده داده اداره ش واسه مرخصی استعلاجی ، مسئول بخش توضیح میده که باید کپی می گرفتی و می آوردی ؛ حالا هم فردا کپیش رو بگیر و بیار اما آقاهه اصرار می کنه و مدعی میشه دیشب هم همین آمپول رو زده و تو سیستم ثبت هست ، مسئول واحد مشخصاتش رو می پرسه و آمپول رو تزریق میکنه و …
هر دو مراجعه کننده شرایط تقریبا یکسانی داشتند ،‌ هدف من هم از نوشتن این قضیه این نیست که بگم زدن آمپول بدون نسخه پزشک بد هست یا سختگیری در همراه داشتن نسخه بد هست ،‌فقط برام جای سواله که دقیقا چه دلیلی باعث میشه ما در مورادی مشابه واکنش های متفاوتی داشته باشیم .
اسم این رفتار استاندارد دوگانه است ، نمیشه که یه قانون برای یه نفر مصداق داشته باشه و واسه اون یکی نه .

این نوشته ادامه ای هم داشت که به خاطر پاره ای ملاحظات حذف شد .

بازدیدها: 166

4 پاسخ

  1. خدا بد نده حسین جان. امیدوارم حالتت خوب باشه. اون بنده خدا مسئوله هم دچار مشکل بوده احتمالاً باید یک آمپول ضداستریوتایپ به خودش بزنه.

    1+
  2. سلام حسین آقا ناگهان چقدر زود دیر می شود
    انگار همین دیروز بود دانشگاه بیرجند داشتین برای کارشناسی امتحان میدادیم امیدوارم که در سال جدید همراه خانواده و همسر محترمتان سال سرشار از برکت و توام با سلامتی داشته باشی سال نو مبارک
    ارادتمند شما محمد سقلاطون

    1+
    1. سلام محمد عزیز
      بله چقدر زود گذشتیم از اون روزها ، دو سالی میگذره از آخرین روزهایی که همکلاسی بودیم و چقدر روزهای خوبی بود
      سپاسگذارم و برای تو و خانواده عزیزت هم آرامش و نیکبختی رو آرزومندم

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همایون اسلامی هستم ،  رسمی ترین فعالیت این روزهای من دانشجویی است . افکار ذهن آشفته ام رو می نویسم و امیدوارم قرابتی بین نوشته های من و نگفته های خودتون احساس کنید .

آی‌دی کانال تلگرامی من :

homayooneslami_ir

و بگذار دیگران طور دیگر بیندیشند . من بر این باور نیستم که چارچوبه ی تکلیف مقام ما چندان تنگ باشد که بتوان از پس هر موعظه ای دست بر زانو نهاد و نشست ؛ آن سان که گویی تکلیفمان را به جای آورده ایم …

حال و هوای این روزهای من

معمولا وقتی آهنگ خوش ریتم و گوش نوازی میشنوم چند روزی درگیرش می مونم ، گاه گداری (اگه هواس پرتی مانع نشه) بعضی هاش رو میذارم اینجا شما هم گوش بدید .

(مادامی که روی دکمه پخش کلیک نکنید موسیقی بارگذاری نخواهد شد)

«آرشیو آهنگ هایی که تا امروز در این قسمت قرار گرفته»